تابستان ها هنوز هم همان طورست . هنوز خانه ی ما مهمانپذیری است مرکب از راهروهای تو در تو که اتاقها را به هم می چسبانند و همین. هنوز تابستان ها این جا چاپارخانه است. هنوز دایی می آید و دوستانش را هم با خانواده می آورد خانه ی ما. هنوز دخترخاله ی قسم خورده می آید این ورها، می آید و خاندانش را هم می‌ آورد. من هم چنان در عقد ظرفشویی خانه هستم. من و ظرفشویی هنوز هم دو یار جدا نشدنی باقی مانده ایم و هر اتفاقی که افتاده، هر خانی آمده و هر خانی رفته، هیچ فرقی نکرده و ما بر سر عهد خویشیم. این ها غر نیست. نق هم نیست. اعتراضی هم نمی کنم. یک وقت هایی، بعد از این که هی خودتان را به در و دیوار و تیر و تخته زدید، بدون هیچ مقاومتی سپر می افکنید. من هم همین طور. من هم سپر افکنده ام دیگر. 

/ 0 نظر / 15 بازدید