لوسیتانیا

 

گر مکافات بدی اندر طبیعت واجب است   چون تو از دنیا چریدی او تو را خواهد چرید

ناصرخرسو

 

بعد دونشجوی ادبیات اینرا میخواند با خودش فکر میکند به جای افعال قبیحه ی مصدر (گاویدن) میتوان از (چریدن) هم با بار معنایی (تقریبن×) مشابه استفاده نمود. 

شاهد مثال:

این دنیام ما رو چرید.

وقتمو به چرا دادم.

زندگیم به چرا رفت. 

وقتمو چریدم.

 

الخ!‌

 

پ.ن:

چرا فرهنگستان زبان فارسی منو استخدام نمیکنه؟ خاک بر سرشون واقعن!‌ چریدمشان!‌

 

× چریدن به نسبت گاویدن بار معنایی کمتر منفی تری از لحاظ ادبی دارد. 

   + شوکام ; ۸:٢۸ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٦ شهریور ۱۳٩۱
comment نظرات ()